شعر نو

ما همه گم شده در نُت هاییم ...

پرده دران+ دکلمه صوتی (ادامه مطلب)

۱۷۳ بازديد
مهر و علاقه دیگر نیست
همه چیز پول شده
ارزشی دیگر نیست
زندگی پوچ شده
غم که ارزان شده است
مهربانی که گران
سهم من غم هایش
سهم خوبان دگران
آسمان در تب و تاب

غلغله است

۱۸۳ بازديد
روزی هم تمام می شود این روز های گذار
آنوقت آنها باید بگذارند و ما از جلوی چشمانشان بگذریم  ...
غلغله است
تنهاییم غلغله است
بی کسی هایم غلغله است
غلغله رنج
رنج هایی که از خوبی سر درآورده اند
و من مست و سرخوش از رویا های مبهم دلدادگی
انگار تعلق مرا پوچ می کند
انگار ذره میشوم و بر باد میروم
در هنگامه مهربانی و شاید نه این دلدادگیست
که رنج هایم را مثل زخمی سرباز به تعفن رویای پر آشوب می کشاند .
و من در غلغله تنهایی، زندگی خود را کوچ می کنم !!!

شاعر : محمد ابراهیمی آشنا