صفحه رسمی محمد ابراهیمی آشنا

ما همه گم شده در نُت هاییم ...

کلاهبرداری پانزی خطری جدی برای ناآگاهان حوزه ارز دیجیتال

۱۹۹ بازديد

با سلام خدمت شما خواننده گرامی . در این مقاله قصد دارم در مورد کلاهبرداری پانزی که خطری جدی برای ناآگاهان حوزه ارز دیجیتال می باشد به بیان چند نکته بپردازم .در ابتدا لازم می دانم که نکاتی در مورد کلاهبرداری پانزی تقدیم حضور شما خواننده گرامی کنیم .

طرح پانزی یا ponzi scheme چیست؟

طرح پانزی یک طرح سرمایه‌گذاری با وعده‌ی بازگشت سرمایه سریع و زیاد برای سرمایه‌گذاران اولیه است. درواقع این طرح نوعی کلاهبرداری است که در آن کلاهبرداران وعده بازگشت سرمایه و سود زیاد و سریع را به سرمایه‌گذاران می‌دهند.

دکلمه شعر آن تویی زنده ز شبگردی و می نوشی ها ....

۱,۶۵۰ بازديد
شاعر : معینی کرمانشاهی
گوینده : محمد ابراهیمی آشنا
تهیه کننده : گروه تولید رادیو سیاه سفید

مستند سرزمین آبرفت ها

۱,۶۴۳ بازديد
مستند سرزمین آبرفت ها ،مستندی سریالی در حوزه پژوهش ژئومورفولوژی آبرفت ها و ارتفاعات ایران و همچنین ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست و گردشگری به شمار می رود . قسمت اول #باغ_رستم کاری از گروه مستند #رادیو_سیاه_سفید تهیه کننده : #محمد_ابراهیمی_آشنا اجرا : صالح نظریان، مسلم نوری گوینده متن : محمد ابراهیمی آشنا نویسنده و تدوین : محمد ابراهیمی آشنا دستیار #کارگردان : حامد نظریان

دکلمه ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن

۱,۶۶۶ بازديد

دکلمه صدای کیست

۱,۶۷۱ بازديد

دکلمه کورسوی مسیر

۱,۸۸۲ بازديد
شعر کورسوی مسیر شاعر و گوینده : محمد ابراهییمی آشنا
تهیه شده در استدیو رادیو سیاه سفید

دکلمه ایران من

۱,۸۳۲ بازديد
دکلمه شعر زیبا از استاد عباس شاهزیدی
گوینده : محمد ابراهیمی آشنا

پرده دران+ دکلمه صوتی (ادامه مطلب)

۱,۸۱۹ بازديد
مهر و علاقه دیگر نیست
همه چیز پول شده
ارزشی دیگر نیست
زندگی پوچ شده
غم که ارزان شده است
مهربانی که گران
سهم من غم هایش
سهم خوبان دگران
آسمان در تب و تاب

غلغله است

۱,۸۲۵ بازديد
روزی هم تمام می شود این روز های گذار
آنوقت آنها باید بگذارند و ما از جلوی چشمانشان بگذریم  ...
غلغله است
تنهاییم غلغله است
بی کسی هایم غلغله است
غلغله رنج
رنج هایی که از خوبی سر درآورده اند
و من مست و سرخوش از رویا های مبهم دلدادگی
انگار تعلق مرا پوچ می کند
انگار ذره میشوم و بر باد میروم
در هنگامه مهربانی و شاید نه این دلدادگیست
که رنج هایم را مثل زخمی سرباز به تعفن رویای پر آشوب می کشاند .
و من در غلغله تنهایی، زندگی خود را کوچ می کنم !!!

شاعر : محمد ابراهیمی آشنا

کوچه بهار

۱,۸۱۰ بازديد
سلام ای صبح آشنایی
سلام ای دفعه آخری که با خود عهد کردی
که دیگر گذرت به کوچه های تاریک نا آشنا نمی افتد
اما دوباره ،شکوفه های سفید از دیوار بیرون زده تو را
به کوچه ایی کشانید ، که در آن رهگذری خاموش بود
که نه مهری به رهگذر داشت و نه شکوفه های سفید
شوقش را بر می انگیخت و نه آشنایی !!!
دوباره دلگیر و نا امید ، یک پا به دیوار ناامیدی گذاشتم
و به آنچه مرا از همه چیز رانده بود تکیه کردم
در اوج غم نا آشنایی رهگذری گذشت و شکوفه هایی که
از دستانم ، با سردی افتاده بود را برداشت و با سردی
به چهره ام نگاهی کرد و گفت :
میا اینجا
که اینجا سردی و رِخوت
بهاران را فراری داد ...

شاعر : محمد ابراهیمی آشنا