عشق

ما همه گم شده در نُت هاییم ...

رباعی قفس زندگی

۱۹۷ بازديد
روزگاری که در آن همت دل خاموش است
غم فردا به نشانی ببرد آسایش
گر که اکنون قفس غم زدگی پاره نشد
فکر فردا و دل قرص قفس می شکند

شاعر : محمد ابراهیمی آشنا

رباعی کجاوه رانان عشق

۱۳۹ بازديد
ما کجاوه رانان ره و مسیر عشقیم
ما حق طلبانِ زِمن پیر سرشتیم
ما خود به خودی خدای خود می یابیم
گر خود به خودی خدا شوی خود یابی

شاعر : محمد ابراهیمی آشنا

اهل باطن

۱۵۵ بازديد
مریدی را گفتند : شما را چه شده که اینقدر بر طبل سخت گیری می کوبید !
مرید گفت : چو اهل باطن گردی سخت انتخاب خواهی کرد !

نویسنده : محمد ابراهیمی آشنا

عشق پاییزی

۳۱۹ بازديد
من آنجایی هستم که هیچ وقت نه باد پاییزی آن را دور می کند و نه سرمای زمستان و نه کولاکِ قنوشِ عصر های دلگیر دلتنگی
آمده ام تا رفتن را از روی ببرم و با آبرویش دست و صورتم را بشویم و در نسیم خنک نگاه تو زندگی را به نظاره بنشینم ...
آری پاییز ما را می فهمد ....
نویسنده : محمد ابراهیمی آشنا